تلفن تماس : 82233260

اعتیاد در زنان و دختران


25 مرداد 1398 118 بازدید

اعتیاد در زنان و دختران

هم‌خانگی با فرد معتاد چه تاثیری بر اعتیاد زنان دارد؟

نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد که «زنانه‌تر شدن اعتیاد» از دو مقوله اصلی «فقدان امنیت زن در خانواده و هم‌خانگی زوج مصرف‌کننده» تأثیر پذیرفته است.

زنانه‌تر شدن اعتیاد معضلی چندوجهی دانسته می‌شود که علل و عوامل متعددی نظیر علل فردی، خانوادگی، جغرافیایی سیاسی و اجتماعی در بروز و اشاعه آن مؤثر است.

در پژوهشی که طاهره محسن‌زاده، دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی فرهنگی دانشگاه آزاد، نوروز هاشم‌زهی، استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شرق و سعید معدنی، استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی انجام داده‌اند، آمده است: «اعتیاد زنان برای فرد وابسته، فرزند و خانواده‌شان وجهی مخرب تراز اعتیاد مردان دارد. شرمندگی بیشتر و عزت‌نفس پایین‌تر زنان معتاد نسبت به مردان، آنان را مجبور می‌سازد تا بیشتر از اجتماع دوری کنند و کمتر به دنبال کمک در زمینه اطلاعات، آموزش و مراقبت بهداشتی اصولی و تخصصی از جمله خدمات کاهش آسیب باشند. افزون بر این فقدان مراکز درمانی ویژه بانوان به ویژه در شهرهای کوچک موجب پنهان ماندن و طولانی شدن مدت زمان اعتیاد در زنان می‌شود.

این پژوهش با روش کیفی پدیدارشناسانه و با تکیه بر تجربه‌های زیسته زنان دارای سوءمصرف اجرا شده است. جامعه پژوهش را زنان مستقر در مراکز اقامتی بهبودی و کمپ‌های استان تهران تشکیل داده‌اند و با استفاده از شیوه هدفمند ۳۲ نفر انتخاب و با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه‌ساختار یافته، مورد پرسش قرار گرفتند و داده‌های حاصل با شیوه تحلیل تم تفسیر و تحلیل شدند.

در این پژوهش آمده است: «بر اساس اطلاعات به دست آمده از ۳۲ نفر فرد مصاحبه‌شونده در این پژوهش، تمامی افراد مورد مطالعه عنوان کرده‌اند که خانواده از اعتیاد آن‌ها اطلاع داشته‌اند. بیشتر آن‌ها خانه‌دار بودند و افراد شاغل نیز به دلیل اعتیاد، شغل خود را رها کرده بودند.»

محققان در این پژوهش می‌گویند: «منبع کسب درآمد بیشتر افراد جوان، فرد مذکری ذکر شده که از طریق هم‌خانگی با آن‌ها در ارتباط بوده‌اند. اغلب این افراد مطلقه و مجرد بودند. محل سکونت بیشتر آنان استان تهران است. پیشنهاد دهنده مصرف مواد و همینطور شریک مصرفی در نیمی از افراد، همسر و دیگر اعضای خانواده به خصوص جنس مذکر بوده است و الگوی مصرفی مواد وابستگی به مواد جدید به ویژه شیشه عنوان شده است.»

در بخش دیگری از این پژوهش آمده است: «بیشتر افراد مطالعه گفته‌اند در خانه‌ای زندگی می‌کرده‌اند که سرپرست مذکر خانواده دارای سوءمصرف مواد بوده است و اولین فرد وابسته در خانه، پدر خانواده بوده است. برخی سوژه‌های مواد مطالعه گفته‌اند به خاطر بقای زندگی مشترک و تداوم روابط عاطفی با همسر مصرف‌کننده خود، به منجلاب اعتیاد روی آورده‌اند. نکته حائز اهمیت در رابطه با این مضمون این است که برخلاف زنان، مردان به ندرت به خاطر ادامه زندگی مشترک و رابطه عاطفی با همسر خود وابسته به مصرف مواد می‌شوند.»

محسن زاده و همکارانش می‌گویند: «در جامعه ما، نابسامانی و فروپاشی خانواده به دلایلی نظیر: فقدان مادر، پدر یا طلاق و جدایی اعضای خانواده از یکدیگر رخ می‌دهد. نابسامانی این نهاد، بر کارکرد و روابط حاکم بر آن اثرات نامطلوبی برجای می‌گذارد. در این مطالعه، اغلب سوژه‌ها در خانواده نابسامان کودکی و نوجوانی خود را طی کرده‌اند، با توجه به روایت‌های آنان اثربخشی این مقوله در اعتیاد آنان به طور مستقیم یا غیرمستقیم غیرقابل انکار است.»

در این پژوهش آمده است: «نتایج پژوهش، همسو با پژوهش‌های پیشین نشان داد که زنانه‌تر شدن اعتیاد از هفت مضمون فرعی و دو مقوله اصلی فقدان امنیت زن در خانواده و هم‌خانگی زوج مصرف‌کننده تأثیر پذیرفته است. بیشتر افراد مصاحبه‌شونده، تجربه خشونت‌های خانگی از جانب افراد مذکر خانواده که غالباً دارای سوءمصرف بوده‌اند را داشته‌اند و اعمال این خشونت‌ها در قالب حملات فیزیکی و جسمانی، محرومیت اجتماعی و اقتصادی و طرد شدن از خانواده در گرایش آنان به اعتیاد بی تأثیر نبوده است.»

محققان می‌گویند: «فقر فرهنگی خانواده در پیدایش فقر زنانه و ناامنی روحی و جسمی برای زن و به تبع آن زنانه‌تر شدن اعتیاد افراد مورد مطالعه مؤثر بوده است. فقر اقتصادی در کنار فقر فرهنگی مقوله دیگری است که در زنانه‌تر شدن اعتیاد مبتنی بر یافته‌های این پژوهش به صورت مستقیم و غیرمستقیم تأثیرگذار بوده است.»

این پژوهش در یازدهمین شماره ششمین دوره نشریه پژوهش‌های انتظامی – اجتماعی زنان و خانواده منتشر شده است.

علل و عوامل اعتیاد زنان
اعتیاد زنان، معضلی چند وجهی است و علل و عوامل متعددی نظیر علل فردی، خانوادگی و اجتماعی در بروز و اشاعه آن مؤثر است.
الف)- علل فردی
یک بخش از عوامل مؤثر در مصرف مواد مخدر علل فردی است. نتایج یک پژوهش در خصوص شناسایی عوامل اعتیاد زنان، در بخش بررسی عوامل فردی، کاهش دردهای جسمانی را با 47 درصد، کسب لذت 20 درصد، کنجکاوی 24 درصد و کـمبودهای عاطـفی را با 9 درصد گزارش نموده است.[13]
- فقدان شناخت
پایین بودن سطح شناخت زنان نسبت به مشخصات مواد مخدر و پیامدهای ناگوار مصرف آن، از جمله عوامل اعتیاد است. بسیاری از افراد به جهت عدم اطلاعات کافی از عواقب مصرف مواد و زودباوری[14] و ارضای حس کنجکاوی، به استعمال مواد مخدر روی می‌آورند، این مسأله در بین جوانان، خصوصاً جوانان باهوش، حادتر است. چنانچه فرد در اولین مرتبة مصرف مواد مخدر، احساس خوشایندی داشته باشد، سعی می‌کند که در روزهای بعد، از هر طریق ممکن، مقدار دیگری از آن را مصرف نماید، لذا به تدریج معتاد می‎شود.
- ضعف اراده
بین اعتیاد با زمینه‌های شخصیتی افراد همبستگی وجود دارد. هر چقدر افراد از عزم و اراده قوی برخوردار باشند، به همان نسبت در برابر رفتار انحرافی دیگران (بستگان، دوستان، آشنایان و ...) و مقاومت می‎نمایند و از ارتکاب آن دوری می‌کنند. در حالی که افراد سست‌رأی، سریع تحت تأثیر افراد معتاد قرار گرفته و ارزش‌ها، هنجارها و اسلوب رفتاری آنان را می‌پذیرند. در مجموع به نظر می‌رسد افرادی با روحیات ضعیف، زودباور، کم‌طاقت در برابر مشکلات، سرخورده، فاقد اعتماد به نفس، هیجانی و... بیشتر در معرض خطر ابتلا قرار دارند.
- پایین بودن سطح تحمل
تحمل‌پذیری و بردباری افراد در برابر سختی‌ها و ناملایمات، به خلق و خو، ساختار فیزیولوژیکی و قدرت اراده آنها بستگی دارد. هر چقدر سطح تحمل افراد کمتر باشد، بیشتر به دنبال لذت‌جوئی‌های آنی و راحت طلبی می‌روند و کمتر اهداف متعالی و بزرگ را دنبال می‌کنند. امروزه متأسفانه جوانان درصددند به جای رسیدن به لذت‌های پایدار، از ابزارهای نامشروع و راههای میان‌بُر برای رسیدن به لذت‌ها و خوشی‌های آنی و گذرا استفاده نمایند، در حالی که این مسأله به جهت پیامدهای ناگوار آن، در شریعت مورد مذمت قرار گرفته است. حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «کم من شهرة ساعةِ اورثت حزناً طویلاً». «چه بسا ساعتی کامروایی، اندوهی طولانی به بار آورد و غم و غصه‌ای فراوان را در پی داشته باشد».[15] همچنین حضرت، درباره کسانی که به خطرات لذات‌ انحرافی توجه دارند، اما آن را طلب می‌کنند، می‌فرمایند: «عجبتُ لمن عرف سوء عواقب اللذات کیف لا یعف» «از کسی که عواقب بد لذت‌ها را می‌داند، ولی از آن دست برنمی‌دارد، تعجب می‌کنم».[16] بسیاری از زنان معتاد تنها به دنبال لذت‌های آنی و زودگذر بوده‌اند. نتایج تحقیق بر روی 132 معتاد نشان می‌دهد که شایع‌ترین علل اعتیاد از دیدگاه آنان به ترتیب وجود ناراحتی‌های روحی، تفریح و خوش‌گذرانی بوده است.[17] بر اساس گزارش دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان خراسان، مصرف تفننی مواد مخدر در این استان افزایش یافته و تعداد زنان زندانی به جرم مصرف و توزیع مواد مخدر در این استان بیش از سایر استان‎ها است. بر پایه شواهد، مصرفِ تفننی مواد در بین دختران نمود بیشتری دارد.[18]
- شخصیت ضد اجتماعی
شخصیت‌های ضد اجتماعی، معمولاً رفتاری را مرتکب می‌شوند که مورد قبول افراد جامعه نیست، ولی خود، آن رفتار را ناپسند و زیان‌بخش نمی‌دانند. آنان با اتخاذ شیوه‌های نامناسب از قبیل دروغ‌گویی، مکر و فریب، دزدی و ... برای رسیدن به مقاصد نامشروع، حقوق دیگران را پایمال می‎کنند. از نشانه‌های شخصیت‎های ضد اجتماعی خودمحوری، فقدان احساس گناه و پشیمانی، جلب اعتماد دیگران، بی‌توجهی نسبت به مهربانی و اعتماد دیگران و داشتن ظاهری فریبنده و آرام است.[19] همچنین بارزترین ویژگی آنها، لذت‌طلبی، فرار از درد و مشکلات و رهایی از مسئولیت‌های زندگی است؛ آنها به منظور تأمین این اهداف به اعتیاد رو می‌آورند، لذا بسیاری از معتادان، شخصیت ضداجتماعی دارند».[20]
- احساس تنهایی
یکی از عوامل عمدة ارتکاب رفتارهای انحرافی نظیر اعتیاد، احساس تنهایی است؛ به طوری که بعضی روانشناسان، اعتیاد را بیماری تنهایی می‌دانند. افرادی که ارتباط مستحکمی با دیگران (خانواده، دوستان، بستگان) ندارند و همیشه احساس تنهایی می‌کنند و تنهایی آنان نتیجه ناکامی و شکست در عشق و دوستی می‎باشد، سعی می‌کنند برای فراموشی شکست و ناکامی خود درعشق و رهایی از غم‌ها و غصه‌ها، به مواد تخدیر کننده روی آورند و بدون در نظر گرفتن عواقب منفی و ناگوار آن، لذت‎های آنی را جایگزین آن نمایند.
- دردهای جسمی
برخی افراد، برای تسکین دردهای جسمی، از مواد مخدر و مشتقات آن استفاده می‌کنند. این تسکین موقتی برای فرد مصرف کننده، به منزلة پاداش تلقی می‌شود، لذا استعمال مواد را ادامه داده و در نتیجه معتاد می‎شود. تحقیقات بر روی 2105 معتاد نشان می‌دهد که 312 نفر از آنها به علت بیماری جسمی، معتاد شده‌اند.[21]
- تعدی‌های جنسی و جسمی
محققان مؤسسه علمی مواد مخدر آمریکا در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده‌اند که سابقه تعدی جنسی و فیزیکی در زنان، می‌تواند زمینه‌ساز گرایش به مصرف مواد مخدر در بین زنان باشد. مطابق پژوهش‌های این مرکز، زنانی که مورد تعدی جسمی و جنسی قرار گرفته‌اند، 4 برابر زنان دیگر به سوی اعتیاد کشیده شده‌اند.[22]
ب)- علل خانوادگی
- اعتیاد والدین
خانواده اولین محیطی است که فرزندان را با باورها، ارزش‌ها و هنجارهای جامعه‌ آشنا می‌کند و به تدریج شخصیت فرزندان را بر اساس این عناصر شکل می‌دهد. فرزندان با الگوبرداری از والدین، اغلب رفتارهای آنان، حتی رفتارهایی را که والدین توجهی به آن ندارند، نـظـیر شـیـوه و لـهجه صحبت کردن، پرخاشگری، به کار بردن الفاظ ناپسند، فحاشی، کارهای خلاف و ... تقلید می‎کنند. اعتیاد والدین به سیگار یا مواد مخدر، موجب می‌شود تا فرزندان، رفتار آسیب‎زای آنها را الگو قرار داده و معتاد شوند. از سوی دیگر تحمل فرزندان، به جهت زندگی در خانه‌ای که آلوده به مواد مخدر است و اغلب اعضای خانواده نشئه و بیکار و ... می‌باشند، کاهش می‎یابد و به سوی اعتیاد کشیده می‎شوند.
- درگیری و ستیز بین والدین
درگیری و نزاع بین والدین در محیط خانواده موجب سلب آرامش و آسایش فرزندان در خانه می‌شود، لذا آنها ترجیح می‎دهند که بیشتر اوقات خود را در خارج از منزل سپری نمایند و به جهت کمبود محبت از سوی والدین، جذب محبت‌های ظاهری گروههای منحرف شوند و با تحریک آنها برای رهایی از سختی‌ها و مشکلات زندگی، به مصرف مواد مخدر روی آورند. براساس نتایج یک پژوهش، حدود 82 درصد از معتادان، ستیزه‌های خانوادگی را عامل فرار خود از منزل و رو آوردن به اعتیاد می‌دانند.[23] بنابراین هر چقدر اختلافات خانوادگی بیشتر باشد، احتمال گرایش فرزندان به سوی اعتیاد بیشتر است.
- اعتیاد همسر
شوهران معتاد یکی از مهم‌ترین عوامل اعتیاد زنان به حساب می‌آیند. آنها برای آنکه در موقع استعمال مواد مخدر مصاحبی داشته باشند و از سرزنش و انتقاد همسر خود بکاهند و در موقع تنگدستی و عدم تمکّن مالی برای تهیه مواد مخدر، او را به کارهای ناپسند و نامشروع نظیر گدایی، فروش مواد مخدر و خودفروشی بکشانند، زن خود را معتاد می‎کنند و حتی از فرزندان خویش سوء استفاده می‎نمایند و آنها را به توزیع مواد مخدر وادار می‎کنند. گاه برخی مردان معتاد، دختران کم سن و سال خود را به ازدواج با افراد مسن و ثروتمند مجبور می‌کنند و یا به انجام کارهای سخت وامی‎دارند.
- نارضایتی از زندگی زناشویی
زنانی که از زندگی زناشویی خود، راضی نیستند و احساس می‌کنند که راهی برای بازگشت ندارند، بیشتر در معرض خطر اعتیاد هستند. به طور نمونه دختر کم سنی که پدرش برای رهایی از مخارج زندگی، او را مجبور به ازدواج با فردی می‎کند که از نظر سنی بزرگتر است و شغل و تحصیلات مناسبی ندارد؛ در این صورت، تنفر بیش از اندازه از شوهر، او را وادار می‌کند که به جای دلبستن به زندگی و انجام نقش‌های خویش و اظهار عشق و علاقه به شوهر، جذب گروه‌های منحرف و معتاد شود و به انگیزه‌های مختلفی از جمله تقلیل ناراحتی‌های روحی و روانی، رهایی از فشار زندگی و جبران نارضایتی از ارتباط جنسی با شوهر، به سوی کسب لذت‌های جایگزین نظیر مصرف مواد مخدر کشیده ‎شود.
همچنین زنانی که در زندگی قبلی و فعلی خود مورد بدرفتاری و خشونت همسر قرار گرفته‌اند، ممکن است برای غلبه بر درد، اضطراب و ترس ناشی از آن، مواد مخدر مصرف کنند.
- از هم‌گسیختگی خانواده
طلاق و جدایی به عنوان آسیبی اجتماعی، آثار روانی نامطلوبی بر روی زوجین و فرزندان آنها می‌گذارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تعداد قابل توجهی از زنان بعد از طلاق نسبت به آینده ناامید بوده و احساس اضطراب، دلتنگی و اندوه می‎نمایند. در اغلب خانواده‌های طلاق، فرزندان به ویژه دختران، از منزل و مدرسه فرار می‌کنند و جذب باندهای انحراف شده و به ارتکاب جرائم مختلف از جمله اعتیاد تن می‌دهند. طلاق و جدایی از همسر همچنین اثرات سوء و ناگواری را بر زوجین به ویژه زن برجای می‌گذارد، به حدی که زن مطلقه برای رفع مشکلات روحی ناشی از طلاق به اعتیاد گرایش پیدا می‎کند.
- پارتی‌های خانوادگی
یکی دیگر از عواملی که در انحراف افراد خصوصاً زنان تأثیر بسیاری دارد، برگزاری پارتی‌های خانوادگی، به ویژه پارتی‌های شبانه‌ معروف به «میهمانی‌های شیطانی» است. مردان و زنان لاابالی به بهانه‌های مختلفی از قبیل جشن تولد، جـشـن و سور و... در یک منزل و محفل گرد آمده و به جشن و پایکوبی می‌پردازند. افراد در این مجالس، پس از مصرف مواد مخدر، خصوصاً مواد توّهم زا شروع به رقص می‌کنند. مصرف این مواد، نشاط و سرخوشی کاذبی ایجاد می‎کند و آنها را به انجام کارهای نامعقول و ناشایست وامی‌دارد.
ج)- علل اجتماعی
- فقر و رفاه بیش از حد
عدم دسترسی به امکانات مالی و معیشتی، احساس محرومیت، ناکامی و افسردگی می‌تواند زمینة اعتیاد برخی زنان را ایجاد کند. همچنین زنانی که به واسطه برخورداری از مال و ثروت و امکانات رفاهی فراوان، فرصت بیشتری برای شرکت درکلوپ‎‏ها، پارتی‎‏ها، کافی‎شاپ‎ها و یا انجام مسافرت‎های تفریحی به داخل و خارج از کشور را دارند، به احتمال زیاد در معرض اعتیاد به مواد مخدر هستند. از این‎رو در هر دو طبقه فقیر و غنی، امکان گرایش به اعتیاد به دلائل خاص وجود دارد، لیکن بعضی معتقدند که پراکندگی معتادین به مواد مخدر در بین طبقات بالا و پائین جامعه در حال تغییر است و دستیابی به نتیجه (مشخص) در این موارد، مشکل به نظر می‎آید.[24]
- دوستان ناباب
گروه دوستان بعد از خانواده، دومین عامل مهم و اساسی است که بیشترین تأثیر را در شکل‎گیری شخصیت افراد دارد، زیرا فرد زمانی جزء گروه دوستان محسوب می‎شود که ارزش‎ها و هنجارهای مورد قبول آنها را بپذیرد و بر اساس آن رفتار کند، در غیر این صورت از طرف آن گروه طرد می‎شود و در نهایت از گروه اخراج می‎شود. تأثیر گروه بر فرد به حدی است که برای حرکت خلاف جریان گروه، باید از اراده و ایمان بسیار بالایی برخوردار باشد تا بتواند ارزش‎ها و هنجارهای جمع را نپذیرد یا تغییر دهد. اولیاء دین، در انتخاب و گزینش دوست صالح و دوری از همنشینی با افراد ناصالح سفارش نموده‎اند. رسول گرامی اسلام (ص) در مورد دوستی با افراد منحرف می‎فرماید: «محاسبة اهل الهوی منساة للایمان و محضرة للشیطان»، «همنشین بد زمینه حضور شیطان را فراهم می‎کند».[25]
پیامدهای اعتیاد زنان
اعتیاد، موقعیت و منزلت اجتماعی فرد را تنزل می‎دهد و او را در نزد دیگران به عنوان فردی معرفی می‎کند که بی‌عاطفه، خودخواه، فاسد و دارای شخصیت نامتعادل و ناموزون است. اعتیاد، نظام خانواده را متلاشی می‎نماید، درآمد خانواده و جامعه را تقلیل می‎دهد و بخش قابل توجهی از آن را اتلاف می‌نماید. فرد معتاد نسبت به قوانین اجتماعی و دستورات دینی بی‌تفاوت می‎گردد و این مسأله، زمینة ارتکاب بسیاری از انحرافات را از سوی وی فراهم می‎کند. از این رو بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران و بسیاری از کشورهای دیگر، اعتیاد به مواد مخدر جرم تلقی می‌شود. اعتیاد زنان، آسیب‌های جبران‌ناپذیری را بر فرد، خانواده و جامعه وارد می‌سازد که برخی از این پیامدها در این مجال بررسی می‌شود.
الف)- پیامدهای فردی
- ابتلا به بیماری‌های روانی
هرچند در اغلب موارد بیماری‌های روحی زمینه‌ساز اعتیاد زنان می‌باشد، اما چنانچه فرد قبل از اعتیاد، از سلامت روحی و روانیبرخوردار باشد، اعتیاد می‌تواند موجب بروز بسیاری از بیماری‌های روانی باشد.
- ابتلا به بیماری‎های جسمی
احتمال ابتلا به انفارکتوس عضله قلب، سکته مغزی و سرطان لثه و مثانه و سرطان دهانة رحم با مصرف سیگار و مواد مخدر در زنان افزایش می‎یابد.[26]
استعمال مواد مخدر همچنین منجر به عوارض سوء در دوران حاملگی و یائسگی زود هنگام می‎شود و احتمال ناباروری و یا باروری دیرهنگام و سقط جنین را افزایش می‎دهد.[27]
- ابتلا به بیماری‎های جنسی
اعتیاد زنان آنها را برای تأمین هزینه مواد مخدر به روسپیگری و خودفروشی می‌کشاند، در نتیجه، اغلب آنان مبتلا به انواع بیماری‌های جنسی نظیر سفلیس، سوزاک و ایدز هستند.
ب)- پیامدهای خانوادگی
- کاهش فرصت ازدواج دختران معتاد
اعتیاد می‌تواند مانع بزرگی در ازدواج دختران معتاد باشد؛ زیرا هیچ فردی راضی نمی‎شود چنین دختری را به عنوان مادر فرزندان خود انتخاب کند و اگر دختر معتادی بتواند از روی مکر و فریب، فردی را به خود جلب نموده و با او ازدواج کند، این ازدواج پایدار نخواهد بود. همچنین دختری که مادری معتاد داشته باشد، به جهت تنزل موقعیت و حیثیت خانوادگی کمتر مورد پذیرش اجتماعی جهت انتخاب و همسری می‌باشد.
- طرد از خانواده
زنان معتاد علاوه بر از دست دادن اعتبار و منزلت اجتماعی خود، از لحاظ عرف جامعه مورد قبول نیستند و طرد می‌شوند. این طرد همچنین از سوی خانواده فرد معتاد نیز صورت می‌گیرد،[28] به جهت آنکه اعتیاد زنان معمولاً نشانه فروغلتیدن آنها در انواع رفتارهای ضداخلاقی می‌باشد. خانواده زنان معتاد، روابط عاطفی و انواع حمایت‌های خانوادگی را از آنان (به ویژه دختران) قطع می‌کنند و این مسأله آغاز مشکلات جدیدتر و خطرناک‌تر است.
- عدم ایفای نقش مادری
بی‎تردید اعتیاد مادر موجب می‎شود که دائماً به فکر رفع نیازها و وابستگی‎های جسمانی و روانی خود باشد و نتواند وظایف مادری خود را به خوبی انجام دهد. فرزندان این خانواده از ابراز احساسات و عواطف مادری محرومند و ممکن است جذب کسانی شوند که به دروغ نسبت به آنها اظهار عشق و علاقه می‎نمایند. همچنین به جهت ارتباط مستمر مادر با فرزندان، میزان اثرگذاری او بر افکار، اخلاق و رفتار فرزندان بیش از پدر است، بنابراین تأثیرات منفی اعتیاد مادر بر دختران، مضاعف می‎باشد.
- فروپاشی خانواده
زن معتاد، نسبت به اعضای خانواده خود احساس مسئولیت نمی‎کند و همیشه نیازهای خود را برخواسته‎های آنها مقدم می‎دارد. ارتباط عاطفی او با اعضای خانواده بسیار سطحی و زودگذر است و در آلام آنها همدردی نمی‌نماید. هیچ یک از وظایف و نقش‌های خود را انجام نمی‌دهد، چنین رویه‌ای در نهایت منجر به درخواست طلاق از سوی مرد می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد تأثیر اعتیاد مادر در فروپاشی خانواده و قربانی شدن کودکان حتی از اعتیاد پدر بیشتر است. زیرا با اعتیاد مادر به عنوان رکن اصلی خانواده، نظم و انضباط خانواده برهم می‌خورد و در صورت زندانی شدن زن معتاد، معمولاً همسر وی ازدواج مجدد می‌نماید و اصولاً زندگی خانوادگی نابسامان می‌گردد.
- ایجاد نسل معتاد
یکی از امیال و آرزوهای هر خانواده، داشتن فرزندان سالم و تندرست است، از این‎رو والدین تمام توان خود را برای دسترسی به این مطلوب به کار می‎گیرند، اما مادر معتاد در دوران بارداری، فرزندش را معتاد و ناقص می‌کند و با دست خود، از داشتن فرزند سالم محروم می‎شود و فرزندانی معتاد و بیمار تحویل جامعه می‎دهد. یافته‌های تحقیقاتی حاکی از آن است که به احتمال زیاد، نوزاد زنان معتاد از نظر فیزیکی غیرعادی بوده و دچار محرومیت می‎باشند. گاهی اعتیاد مادر نیز موجب اعتیاد و مسمومیت نوزاد می‌شود.[29]
- عدم نظارت بر رفتار فرزندان
یکی از آثار اعتیاد، از میان رفتن نظم و انضباط و کنترل رفتار اعضای خانواده است. والدین معتاد، به جای اینکه افکار، اخلاق و رفتار فرزندان را کنترل کنند؛ اعمال و روابط آنها توسط سایر اعضای خانواده کنترل می‌شود و حتی از سوی فرزندان شماتت می‎شوند. در این شرایط فرزندان از آزادی بیشتری برخوردار بوده و در مقابل رفتارهای مختلف خود پاسخگو نیستند. در اغلب موارد، پسران (و اخیراً دختران) شب‎ها را با گروه دوستان خود سپری می‌کنند و بدون اجازه و رضایت والدین به هر شهری که بخواهند مسافرت می‌کنند و هر گروهی را برای دوستی خود برمی‌گزینند و از هر راهی که بخواهند درآمد کسب کرده و هر طور بخواهند خرج می‌کنند، از این‎رو زمینه انحراف فرزندان دارای والدین معتاد به مراتب بیشتر است. در این خانواده‎ها فرزندان معمولاً ترک تحصیل نموده یا دچار افت تحصیلی می‎شوند.
- ارائه الگوی نامناسب رفتاری
در خانواده‎ای که مادر، معتاد می‎باشد، احترام متقابل بین افراد، جای خود را به نزاع و درگیری می‎دهد و در نتیجه فرزندان براساس ارزش‎ها و هنجارهای موجود در جامعه پرورش نمی‌یابند، زیرا الگوهای مناسب رفتاری ندارند، همچنین به دلیل عدم روابط محبت‎آمیز با مادر، حاضر به پذیرش نصایح وی نیستند و رفتارهای خود را براساس خواسته خود تنظیم می‌کنند.
روابط عاطفی و روانی مادر با فرزندان، به دلیل اعتیاد آسیب می‌بیند و مصرف مواد مخدر برای وی اولویت می‌یابد. همین امر فرزندان را نیز به سوی اعتیاد، بزهکاری و رفتار ضد اجتماعی می‌کشاند.
- کاهش روابط فامیلی
یکی از نیازهای روانی انسان، روابط عاطفی و محبت‎آمیز با افراد دیگر است. بخش زیادی از این نیازهای انسانی به واسطه روابط میان اعضای خانواده و بخش دیگر، از طریق روابط میان این اعضا با سایر بستگان و دوستان حاصل می‎شود. عدم ارضای صحیح و کامل این نیاز موجب می‎شود تا در شخصیت افراد اختلالاتی ایجاد شود. اعتیاد والدین علاوه بر اینکه روابط بین اعضای خانواده را دستخوش اختلال می‎کند و فرزندان را از دریافت محبت و حمایت عاطفی محروم می‎کند، معاشرت‎های سایر بستگان و آشنایان را کاهش می‌دهد. زیرا آنها از ارتباط با چنین خانواده‎ای احساس ناخرسندی، خطر و سرافکندگی می‎کنند، بنابراین اعتیاد موجب می‌شود تا از میزان حمایت‎های خانوادگی و روابط فامیلی کاسته شود. این مسأله می‎تواند آسیب‎های جدّی بر پیکر خانوادة معتاد وارد نماید.
-احتمال ابتلای اعضای خانواده به بیماری ایدز
مصرف مواد مخدر و عدم توجه به بهداشت شخصی، روسپیگری و ارتباط با افراد آلوده به ویروس HIV اغلب منجر به ابتلای فرد معتاد، به بیماری ایدز می‌شود و از آنجا که فرد معتاد در خانواده با همسر و فرزندان در ارتباط است، می‌تواند منشأ بروز بیماری در میان سایر اعضای خانواده باشد. مطابق آمار ارائه شده از سوی دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر، آمار تزریقی‎های مبتلا به ایدز 16 هزار معتاد است.[30]
ج)ـ پیامدهای اجتماعی
- افزایش ارتکاب انواع جرائم علیه اموال و اخلاق
معتاد هر روز در معرض خطر ارتکاب جرم است. شایع ترین بزهکاری زنان معتاد، سرقت، حمل و نقل مواد مخدر و روسپیگری است. اعتیاد زنان حتی موجب می‌شود که جرائم زنان به الگوهای مـردانه گـرایش پیدا کند، مـیلر (1981) نشان می‌دهد که جرائم ارتکابی بین زنان مجرم معتاد و مجرمین غیر معتاد تفاوت دارد و جرائم زنان معتاد اغلب بر اساس الگوبرداری از مردان معتاد می‌باشد.
در بسیاری از موارد مصرف مواد مخدر با روسپیگری همبستگی نزدیکی دارد. زنان معتاد اغلب برای خرید مواد مخدر به خودفروشی، سرقت و جیب‎بری می‌پردازند. 12 درصد از زنان سارق به انگیزه تهیه مواد مخدر مرتکب سرقت شده‌اند.[31]
پیشگیری از اعتیاد زنان
پیشگیری از اعتیاد، به مراتب از درمان معتادان آسان‎تر است. این موضوع مورد تأیید آموزه‎های دینی اسلام می‎باشد. به طوری که امام حسن عسکری (ع) می‎فرمایند: «رد المعتاد عن عادته کالمعجز»[32] «بازگردانیدن کسی از عادتش در صورتی که به چیزی عادت کرده است، همانند معجزه است.» بدین لحاظ راهکارهای پیشگیری از اشاعه اعتیاد در بین زنان، در سه سطح خرد، میانی و کلان مطرح می‎شود:
1- در سطح خرد
از جمله ابزارهای پیشگیری از اعتیاد زنان، شناخت آنها نسبت به اثرات و پیامدهای سوء مواد مخدر است که آنها را به دام خود کشانده و حیات و زندگی آنها را نابود می‎کند. از آنجا که اغلب دختران و زنان معتاد، چنین وضعیتی را برای زندگی خود تصور نمی‎کردند و به طور ناخواسته در دامان آن گرفتار آمده‌اند، ضروری است که آموزش‎های لازم در این خصوص از طریق دستگاه‎های آموزشی و فرهنگی به عموم زنان ارائه شود. برخی از راهکارهای پیشگیری از اعتیاد زنان عبارتند از:
- آشنایی زنان با مشخصات مواد مخدر
یکی از راه‌های پیشگیری زنان از اعتیاد، آشنایی آنها نسبت به خصوصیات مواد مخدر و پیامدهای آن است. هرچه فرد آگاهی بیشتری نسبت به آثار منفی و زیان‌بار اعتیاد به مواد مخدر داشته باشد، احتمال اجتناب از آن بیشتر است و این شیوه پیشگیری، از نوع کنترل درونی است که اثر و نتیجة آن به مراتب بیش از کنترل بیرونی می‎باشد.
- تقویت باورها و ارزش‌های دینی
هرچقدر ارزش‌ها و دستورات دینی در فرد، بیشتر درونی شود به او در برابر رفتارهای انحرافی مصونیت می‎دهد. همچنین دین به جهت داشتن آیین‌های مذهبی جمعی و اعطای مسئولیت‌های جمعی به پیروان خود و تحریص و تشویق آنها به انجام کارهای نیک و معاونت در امور خیر و پرهیز از همراهی با دیگران در کارهای خلاف و ناصواب، رفتار انسان‎ها را هنجارمند نموده و آنان را با نظام اجتماعی همنوا می‌سازد. چند نمونه از راهکارها در این سطح عبارتند از: دین با تعلیم باورها، ارزش‎ها و بشارت به پاداش و انذار از کیفر سخت اخروی موجب صیانت انسان در انجام اعمال انحرافی می‎شود. از این‎رو بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی دین را به عنوان یکی از ابزارهای عمدة پیشگیری از انحرافات اجتماعی به حساب می‎آورند. بعضی از آنها معتقدند که: «در هنگام مواجهة فرد با وضعیت بی‎هنجاری اجتماعی، دین قادر است تا نوعی جایگزین مشروع و قابل اتکا را در ازای اهداف یا ابزارهای غیرقابل دسترسی فراهم آورد و فرد را از ابتلا به تبعات روانی بی‎هنجاری دور سازد.»[33] همچنین گفته می‎شود که بسیاری از ارزش‎ها و هنجارهای مهم اجتماعی در قلمرو دین قرار می‎گیرند و دین با تقویت این ارزش‎ها و هنجارها، رفتارهای فرد را کنترل می‎کند. به علاوه دین با بیان ارزش‎ها و پاداش‎های معنوی و با شرکت دادن افراد در مراسم و آئین‎های خاص و تحریک احساسات و عواطف افراد، آنها را در دنیای ناامنی‎ها مورد حمایت عاطفی قرار می‎دهد و در حوادث مهم زندگی یاری می‎دهد و صبر و تحمل افراد را در مقابله با مشکلات و سختی‎های زندگی اجتماعی افزایش می‎دهد.[34]
2- در سطح میانی
به اعتقاد صاحبنظران، خانواده بیشترین تأثیر را برروی افکار، اخلاق و رفتار فرزندان دارد. اگر بین اعضای خانواده روابط سالمی وجود داشته باشد و فرزندان از محبت و عاطفه والدین در حد اعتدال برخوردار باشند، در این صورت فرزندان، والدین خود را به عنوان الگوهای رفتاری خود انتخاب می‎کنند و از پیوستن به افراد و گروههای بزهکار دوری می‎جویند. فرزندان در خانواده یاد می‎گیرند که باید به قوانین و هنجارهای اجتماعی احترام بگذارند و از ارتکاب رفتارهای مجرمانه و انحرافی از جمله اعتیاد دوری گزینند. تأثیر خانواده در پیشگیری از اعتیاد در صورتی مضاعف می‎شود که دین در زندگی آنها حضوری پررنگ داشته باشد.
- انتخاب همسر مناسب
خانواده‌ها تلاش نمایند تا فردی مناسب و عاری از هرگونه اعتیاد را برای همسری دختر خود برگزیند. شناخت، افکار، اخلاق و رفتار همسر آینده موجب می‌شود تا مشترکات آنها افزایش یافته و ستیزه‌های خانوادگی و تنش‌های ناشی از آن تقلیل یابد. در این صورت نیازهای عاطفی زن در خانواده فراهم شده و از زندگی خویش احساس رضایتمندی می‌نماید، در نتیجه از پیوستن به گروه‌های معتاد و انحرافی اجتناب می‌نماید.
- جلوگیری فرزندان از شرکت در پارتی‌ها
با گسترش نسبی مصرف، استفاده از مواد مخدر و خصوصاً قرص‌های شادی در پارتی‌ها و مهمانی‌ها، والدین سعی کنند تا فرزندان خود را از شرکت در این مجالس بازدارند و در صورتی که با اصرار فرزندان و یا بستگان مواجه شوند به همراه فرزندان خود در این مجالس شرکت کنند تا بتوانند خطر احتمالی استفاده از آن را منتفی نمایند و در عوض آنها را به شرکت در مجالس مذهبی و عبادی تشویق نمایند.
- کمک به فرزندان در انتخاب دوستان صالح
والدین و خصوصاً مادر تلاش کنند تا از طریق ایجاد روابط صمیمی و نزدیک با فرزند دختر، او را در انتخاب دوستان خوب و صالح کمک نمایند، تا در قبال بسیاری از انحرافات اجتماعی مصونیت داشته باشد. همچنین والدین بکوشند تا بر رفتار فرزندشان کنترل داشته باشند و دوستان او را بشناسند و در صورت امکان با آنها ارتباط برقرار کنند. با خانواده‌هایی که فرزندان آنها صالح می‎باشند، روابط اجتماعی بیشتری داشته باشند و از این طریق زمینه دوستی فرزند خود را با آنها فراهم نمایند.
3- در سطح کلان
دست‎اندرکاران امور فرهنگی، اقتصادی، قضایی و انتظامی جامعه باید تلاش همه جانبه‎ای را به طور منسجم و هماهنگ شروع کرده و راههای گسترش اعتیاد را در سطح جامعه مسدود نمایند. از این‎رو لازم است که در حوزة فرهنگ و در کنار آموزش و تعلیم و هدایت افراد به سوی شغل خاص، به مسأله تربیت افراد توجه شود، به خصوص راهکارهایی در جهت نهادینه کردن دین و دستورات و ارزش‎های دینی در بین محصلین و دانشجویان، اجرا گردد و منابع و کتب مغایر با مبانی دینی و عناصر فرهنگی جامعه تغییر نماید. در حوزة اقتصاد نیز باید فرصت‎های اشتغال ایجاد کرد و سطح درآمد طبقات پایین جامعه را افزایش داد و تورم را کنترل نمود. به طوری که تهیه حداقل امکانات زندگی برای افراد و قشرهای آسیب‎پذیر جامعه ممکن باشد. همچنین در حوزه قضایی و انتظامی نیز باید قوانین جزائی مناسب و بازدارنده‎ای تدوین نمود تا دستگاه قضایی با قاطعیت تمام با قاچاقچیان و حامیان آنها برخورد نماید. برخی از راهکارها به اختصار عبارتند از:
- دقت در صدور گواهی عدم اعتیاد
برای جلوگیری از ازدواج دختران با افراد معتاد، صدور گواهی عدم اعتیاد با دقت و مسئولیت بیشتری از سوی مسئولین ذی‌صلاح صورت گیرد، به طوری که در صورت کشف خلاف، مسئولین مربوطه، مورد را پیگرد قانونی نموده و جریمه‌های سنگینی را تعیین نمایند. در حالی که امروزه به جهت عدم دقت کافی در این زمینه، افرد معتاد می‌توانند با شیوه‌های مختلف گواهی عدم اعتیاد دریافت کنند و به عنوان یک فرد عاری از اعتیاد، ازدواج کرده و یا به عنوان کارمند فعالیت نمایند و خانواده‌ها با اطمینان از این برگه تأیید صلاحیت، دختر خود را همسر فردی معتاد نمایند که بعد از مدتی یا اعتیاد همسر را به دنبال داشته یا فرزندان معتادی را تحویل جامعه می‌دهد.
- نظارت بیشتر بر مکان‌های جرم‌زا
ضروری است نیروی انتظامی بر قهوه‌خانه‌ها، کافی‌شاپ‌ها، کلوپ‌ها، پارک‌ها و مهمان‌خانه‌های بین‌شهری، نظارت بیشتری داشته باشد و امنیت معتادین را در این مکان‌ها سلب کند.
- آگاهی‎رسانی دربارة مضرات اعتیاد
ضرورت دارد وسایل ارتباط جمعی به ویژه صدا و سیما، آثار و پیامدهای زیانبار اعتیاد را در قالب داستان یا فیلم به تصویر بکشند و اعضای جامعه را مطلع سازند. به طور نمونه با تهیه فیلم‎های سینمایی ناتوانی زنان معتاد را در انجام وظایف همسری و مادری نشان دهند و آسیب به همسر و فرزندان خانواده را بازگو نماید.
- ایجاد زمینه‌های اشتغال
دولت، تلاش می‎کند سیاست‌ها و برنامه‌های خود را براساس اشتغال‌زایی تنظیم نماید و عوامل بیکاری کارگران و تعطیلی کارخانه‌ها و یا ورشکسته شدن شرکت‌هارا شناسایی و رفع نماید.

 
فهرست منابع:
× احمدی، سید احمد: «روان شناسی نوجوانان و جوانان»، انتشارات رودکی، 1369.
× اورنگ، جمیله: «پژوهشی درباره اعتیاد»، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،1367.
× حر عاملی، حسن‎بن‎علی: «وسائل‌الشیعه»، مؤسسه آل البیت (ع)، الحیاء التراث العربیه، 1409 ق.
× حرانی، حسن بن شعبه: «تحف العقول»، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ دوم، 1363.
× حسینی، علی‎اصغر: «جرم‎شناسی و جرم‎یابی سرقت»، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، چاپ سوم، 1381.
× دهخدا، علی اکبر: «فرهنگ دهخدا»، انتشارات دانشگاه تهران، 1338.
× رابرتسون، یان: «درآمدی بر جامعه»، ترجمه حسین بهروان، انتشارات آستان قدس رضوی (مشهد)، 1374.
× سهرابی، فرامرز: «مسأله سیگار در آئینه تحقیق»، انتشارات مدرسه، 1369.
× ستوده، هدایت الله: «جامعه شناسی انحرافات»، انتشارات آوای نور، 1379.
× سلیمی، علی؛ داوری، محمد: «جامعه‎شناسی کجروی»، انتشارات پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1380.
× شهیدی، محمدحسن: «موادمخدر، امنیت‌اجتماعی و راه سوم»، انتشارات اطلاعات، 1375.
× شاملو، سعید: «آسیب شناسی روانی»، انتشارات شرکت سهامی چهر، 1364.
× فرجاد، محمد حسین: «بررسی مسائل اجتماعی ایران»، انتشارات اساطیر، 1377.
× مجوزی، پاکسیما: «علل گرایش زنان به مصرف دخانیات و مـواد مـخدر»، هـمشهری 28/2/82..
× ناقل، شیرین: «نگاهی به اعتیاد زنان در ایران»، مجله سروش بانوان، شماره 18، 1380.
× نوری، میرزاحسین: «مستدرک الوسائل»، مؤسسه آل البیت (ع)، 1408 ق.
× «نهج‎البلاغه»، ترجمه محمد دشتی، انتشارات صحفی، 1379.
 

نظرات کاربران 0 نظر