تلفن تماس : 82233260

راههای محبت رساندن به همسر


23 مرداد 1398 157 بازدید

راههای محبت رساندن به همسر

زندگی زناشویی، تشکلی است که بر پایه محبت، بنا نهاده شده و این امر، نقشی حیاتی را در آن بازی می کند؛ عنصری که خداوند متعال از آن به عنوان نشانه ای از خود نام برده است. اگر چه اندکی از این سرمایه را خداوند در ابتدای زندگی زناشویی به زن و مرد عطا فرموده، ولی باید آن را چون نهالی دانست که لازم است تمام تمهیدات را به کار بست تا این نهال سست و شکننده، حفظ و بارور شود و به درختی تناور تبدیل گردد و ریشه آن در اعماق جان زن و مرد نفوذ کند.

در ابتدای کلام، باید به این مطلب اشاره کرد که محبت، انسان را به سوی همشکلی و همسانی با معشوق می کشاند و این علاقه که در اعماق جان انسان است، باعث می گردد تا محب به صورت محبوب در آید.

در کتاب رابطه دوستی و محبت آقای احمد مطهری چنین آمده است: «محبت، مانند سیم برقی است که از وجود محبوب به محب وصل می گردد و صفات محبوب را به وی منتقل می سازد و این جاست که انتخاب محبوب، اهمیت می یابد. به نظر می رسد که همسر هر فرد، می تواند مهم ترین محبوب و همراه او باشد. در دین مبین اسلام، به این موضوع، بسیار پرداخته شده و فراوانی احادیث و روایات نقل شده از ائمه علیهم السلام، مؤید این مطلب است. اگر در انتخاب همسر، محور، ایمان و حب پروردگار باشد، می توان امیدوار بود که این ازدواج، منجر به زندگی ای شود که هدف و شالوده آن، رسیدن به قرب الهی است و این که زن و مرد، هر دو تصمیم بگیرند که این عشق و علاقه زمینی را نردبانی سازند برای دست یافتن به رضای پروردگار».

آن چه مهم است، شیوه های ابراز محبت است که یکی از مباحث داغ روز است و روان شناسان بسیار بدان پرداخته اند و توجه تمام زنان و مردانی را که به زندگی زناشویی به عنوان مهم ترین نهاد جامعه می نگرند، به خود جلب کرده است.

باید به این مطلب توجه داشت که محبت بین زن و مرد، اغلب ذاتی نیست؛ بلکه اکتسابی است؛ بدین معنا که هم زن و هم مرد، باید شیوه های ابراز آن را آموزش دیده، تمرین کنند و به کار برند. بسیاری از زنان و مردان به این امر اذعان می کنند که نسبت به همسر خود علاقه دارند؛ ولی هرگز کاری برای نمایاندن آن به همسرشان انجام نداده اند؛ اما باید گفت که علاقه و عشقی که در دل احتکار گردد و ابراز نگردد، بی فایده بوده، اثربخش نخواهد بود.

اکنون به چند روش برای ابراز محبت و افزایش مهر و عطوفت بین همسران، اشاره خواهیم کرد:

  1. زن مطیع، فرمانروای قلب شوهر است.

یکی از مهم ترین و حیاتی ترین حس هایی که مردان به آن علاقه دارند، حس مالکیت و مدیریت است. از سوی دیگر، برای حفظ کیان خانواده، لازم است زنی که به زندگی و شوهر خود علاقه مند است، از شوهر خود اطاعت کند و بداند که اگر در تمام شئون زندگی، مطیع او باشد، مهرش چنان در دل مرد نفوذ می کند که حاضر است برای زن و زندگی اش، هر فداکاری و ایثاری انجام دهد و بهترین حس ها را به همسر خود بدهد و بدین ترتیب است که هم مرد راضی است و هم زن.

  1. زنان به کارهای کوچکی هم که مردان برایشان انجام می دهند، امتیاز می دهند.

اغلب مردان چنین تصور می کنند که باید کاری بزرگ و حیرت آور برای همسر خود انجام دهند تا مورد تحسین و قدردانی او واقع شوند و این تصور، باعث می گردد تا مرد دست به کاری نزند که خشنودی زن را برانگیزد؛ مگر زمانی که بتواند کار بزرگی انجام دهد؛ در حالی که زنان برای کارهای به ظاهر کوچک مردان نیز امتیاز قائل هستند. برای مثال، یک مرد می تواند برای سالگرد ازدواج یا تولد همسرش، یک متن محبت آمیز بنویسد و یا هدایای کوچکی مانند عطر، شکلات یا شیرینی مورد علاقه همسر و یا گل تهیه کرده، به همسرش بدهد و آن گاه معجزه این کار خود را در ایجاد و افزایش علاقه بین خود و همسرش، به تماشا بنشیند.

  1. تبسم، ثروتی است که بی آن که دهنده اش را فقیر سازد، گیرنده را ثروتمند می کند.

تبسم، یک لحظه بیشتر پایداری ندارد؛ ولی گاهی خاطره اش تا ابد باقی می ماند. تبسم، خستگی را برطرف و افراد مأیوس را امیدوار می سازد. بنابراین، یک زن می تواند به وسیله این راه و با داشتن تبسمی مهربانانه، به استقبال همسر خود برود و خستگی یک روز کار و فعالیت را از جان او بزداید.

  1. اسم همسرتان را نیکو و به بهترین حالت صدا بزنید.

به خاطر داشته باشید که اسم یک شخص برای او، شیرین ترین و مهم ترین کلمات در تمام زبان هاست. اشخاص به قدری به اسم خود علاقه دارند که می کوشند به هر قیمت که شده، در خاطرها بماند. یکی از موجبات جلب محبت، نام بردن اشخاص با عناوین احترام آمیز و اسم هایی است که طرف مقابل آنها را دوست دارد. بعضی همسران به اشتباه فکر می کنند از آن جا که با همسر خود صمیمی هستند، لازم نیست اسم او را به احترام صدا بزنند؛ در حالی که باید به خصوص در بین افراد دیگر، اسم همسرتان را به نیکی ببرید. این کار، یکی از راه های جلب محبت همسران می باشد. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله نیز در حدیثی یکی از راه های جلب محبت افراد را صدا کردن و خواندن آنها به محبوب ترین نام هایی که دوست دارند، دانسته است.

  1. آقایان، پیام های دیداری را دریافت می کنند و خانم ها پیام های شنیداری را دوست دارند.

مردان، زنانی را دوست دارند که به سلامت و زیبایی خود اهمیت می دهند. زنان باید سعی کنند با برخی فعالیت های جسمانی، نظیر قدم زدن و نرمش، بر سلامت و زیبایی طبیعی و خدادادی خود بیفزایند تا بیشتر مورد توجه همسران خود قرار بگیرند. باید توجه داشت که اگر زنی، خود حس خوبی نسبت به خود نداشته باشد، همسرش به طبع نمی تواند حس خوبی نسبت به او داشته باشد؛ پس زن، باید زیبایی را از درون خود بجوید؛ صرف نظر از این که چقدر تلاش می کند تا زیباتر به نظر آید. همواره این را باید به خاطر داشت که زیبایی، از درون تراوش می کند. هنگامی که از درون، احساس خوبی داشته باشید، خوب از خودتان مواظبت کرده، عزت نفس زنانه تان را بیشتر می کنید و یقیناً این در بیرون نیز نمایان می گردد.

در مقابل، زنان، پیام های سمعی را بیشتر دوست دارند؛ مثل این که همسرشان به آنها بگوید تا چه حد آنها را دوست دارند و از آنها حمایت می کند. پس مردان باید سعی کنند محبت نهفته در دل خود را با گفتن جمله «دوستت دارم» به همسرشان، آشکار و عیان سازند.

  1. مردان باید روحیه همیشه متغیر و متموج زنان را درک کنند.

مردان باید توجه داشته باشند که زنان، حالت متغیر دارند و روحیه شان مدام در حال تغییر است؛ گاهی شاد و گاهی بسیار غمگین، گاهی امیدوار و گاهی مأیوس و ناامید می باشند. دانستن این نکته برای مردان، امری مهم و ضروری است. اگر مرد از این حالت زن آگاه باشد، هرگز از تغییر روحیه ای که یکی از علل آن، تغییرات هورمونی زن است، نگران نمی شود؛ بلکه سعی می کند همسر خود را درک کند و به او کمک کند تا روحیه خود را باز یابد.

  1. لحظات اولیه ورود مرد به خانه، پس از یک روز پرکار، لحظات حساسی است.

هرگز هنگام ورود شوهر به خانه، پس از گذراندن یک روز پرمشغله، زن نباید شکایت و گله گذاری کند و با نق زدن، امید مرد را به این که خانه، محل آسایش اوست، از بین ببرد.

زنان باید در حد امکان، مطرح کردن مسائل ضروری و شاید ناخوشایند را به زمانی مناسب و آن گاه که مرد به آرامش نسبی رسیده و خستگی اش برطرف شده است، موکول کنند.

  1. زنان شاد، خرسند و سرزنده، روشن کننده دل هستند.

با خودتان تعهد کنید که باور داشته باشید در جایگاه خود، فرد قابل احترام و مهمی هستید. اگر عزت نفس نداشته باشید، به احتمال فراوان، هیچ کس دیگر هم به شما احترام نمی گذارد. عزت نفس، از صادق بودن با خود سرچشمه می گیرد. ممکن است در ابتدای زندگی، ویژگی های جسمانی از اهمیت بیشتری برخوردار باشند؛ اما پس از مدتی، این اهمیت رنگ می بازد و آن چه مهم و ضروری است، ویژگی های شخصیتی زن است. زنانی که همیشه شاد هستند و در مورد خود احساس خوبی دارند، بیشتر مورد توجه همسرشان هستند و از جذابیت بیشتری برخوردارند. ناخرسندی و همواره از همه چیز شکایت کردن، مرد را خسته کرده، شور و نشاط زندگی را از او می گیرد. یکی از راه های مهرورزی به مرد، این است که زن، دست از شکایت دائمی از زمین و زمان بردارد.

  1. برای زن خود، حق ناراحت شدن قائل باشید.

اگر شما یک مرد هستید، باید به این نکته توجه داشته باشید که زن ها وقتی حاضرند به حرف های شما گوش بدهند که برایشان حق ناراحت شدن قائل باشید. یکی از شیوه های رایج شروع کردن دعوا بین همسران، بی اعتبار دانستن احساسات و افکار زن است. وقتی مرد می گوید: «آخه واسه چی ناراحتی» یا «این که ناراحتی نداره» و یا «این موضوع این قدر مهم نیست»، برای زن خیلی گران تمام می شود و زن، این چنین تلقی می کند که نمی تواند حتی از احساسات خود صحبت کند.

برای زنان، ارتباط، مسئله بسیار مهمی است و تصور یک زن از خودش، به احساسات و کیفیت ارتباط او با دیگران بستگی دارد. زنان، بیش از آن که بخواهند به هدف برسند و راه حلی بیابند، دوست دارند از احساسات خود با دیگران صحبت کنند. درد دل کردن با دیگران، بیش از هر چیز دیگری، باعث رضایت خاطر زنان است و اگر زن زندگی تان را دوست دارید و می خواهید محبت خود را به او ابراز کنید و هر چه بیشتر عشق و علاقه بینتان را مستحکم کنید، به این مطلب توجه کنید که وقتی زن زندگی تان با شما صحبت می کند و از مطلبی ناراحت و یا نگران است، به گونه ای با او همراهی کنید و به او بگویید که ناراحتی و نگرانی او برای شما هم مهم است؛ حتی اگر با موضوع نگرانی همسرتان مخالف هستید، می توانید در آن لحظه سکوت کنید و فقط با گوش دادن و راه حل ندادن، به او آرامش دهید.

  1. کاملاً به او توجه کنید.

موقعی که با همسرتان صحبت می کنید، به او نگاه کنید و با نگاه و دستانتان، به او نشان دهید که تمام توجهتان به اوست. وقتی همسرتان با شما صحبت می کند، هرگز روزنامه و مجله نخوانید و یا تلویزیون تماشا نکنید و به کار دیگری مشغول نباشید و برای مدتی، توجه کامل به همسرتان داشته باشید.

  1. فقط با یک جمله، قلب او را تسخیر کنید.

همان گونه که مردان می توانند با جمله دوستت دارم، قلب همسر خود را تسخیر سازند و او را صاحب حسی خوشایند کنند، زنان نیز می توانند با گفتن جملات مردانه ای، مثل «من در کنار تو آرامش می یابم» یا «خیلی خوشحالم که می توانم به تو تکیه کنم»، مرد را سرشار از عشق و محبت کنند و او را بیش از پیش، به خود علاقه مند سازند.

تفاوتهای روانی و عاطفی مردان و زنان

از نظر روانی، احساسات زن جوشان تر از مرد است و زنان سریع الهیجان تر از مردها هستند. زنان محتاط تر، مذهبی تر، پر حرف تر و ترسوتر و تشریفاتی از مردان هستند. زنان به ارتباط های عاطفی علاقه نشان می دهند و احساس محبت در دختران بیش از پسران است.

زنان در علوم استدلالی و مسایل خشک عقلانی به پای مردها نمی رسند ولی در ادبیات، نقاشی و سایر مسایلی که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمی از مردها ندارند.

قدرت کتمان مردها بیشتر از زنان است. احساسات زن صلح جویانه و بزمی و احساسات مرد مبارزانه و جنگی است.

«زن فقط احتیاج به گفتگو دارد و به نتیجه نمی اندیشد در حالی که مرد احساس می کند او توقع حل مشکلات را دارد.»

زنان نیاز به گفتگو با همسر دارند و حتی اگر همسرشان به وعده هایش عمل نکند آن ها با صرف حرف زدن با او آرامش می یابند و در واقع پاسخی برای سئوال همیشگی خویش می یابند که «آیا او مرا دوست دارد؟»

روان شناسان می گویند زنان حسابگران بزرگی هستند. آن ها در باطن حساب همه چیز را دارند. می پندارند یک روزباید همه حسابها تسویه شود.

زن در مورد اموری که علاقمند به آن هاست و یا موجب ترس او می شوند زودتر و سریع تر تحت تاثیر احساسات خویش قرار می گیرد. در واقع منشا رفتارهای زنان احساسات و عواطف آن هاست.

از دیدگاه روان شناسان و متخصصان فن، زنان در تحمل مسئولیت های سنگین و بارهای ثقیل و طاقت فرسا نسبت به مردان متفاوت بوده و آثار روانی تحمیل مسئولیت های بیش از حد توان زنان در جسم و روح آن ها کاملا مشهود است.

ولی مردان به علت هوشیاری و درایت مرکزی صمم تر از زنان بوده و کارآیی مثبت تری در انجام تکالیف سنگینی که به عهده دارند خواهند داشت. بسیاری از روان شناسان علت افسردگی در زنان را تحمیل وظایف و انتخاب اهدافی بیش از حد توان آنها و یا کمتر از توانش آنان ذکر کرده اند. از این رو حضرت علی (ع) به پیروان خویش در قالب نامه ای به امام حسن (ع) توصیه می فرماید که بر زنان بیش از توان آنها بارهای سنگین روحی و روانی حمل نکنید که آن ها موجوداتی لطیف بوده و محتاج به مراقبت هستند.

شناخت دنیای احساسات و عواطف زنان و محدوده تاثیر آن بر دنیای بیرون نخستین گام به سوی شناخت واقعی زن و روان شناسی زنان است. حضرت امیر (ع) با شناخت عمیق و آگاهی نبت به این دنیای مرموز و ناشناخته خطاب به لشگری که آماده روبرو شدن با دشمن، در صفین بودند فرمود: «زنان را با آزار دادن تحریک نکنید، هرچند آبروی شما را بریزندف یا امیران شما را دشمنام دهند، که آنان در نیروی بدنی و روانی و اندیشه کم توانند، در روزگاری که زنان مشرک بودند مامور بودیم دست از آزارشان برداریم، و در جاهیت اگر مردی با سنگ یا چوب دستی به زنی حمله می کرد، او و فرزندانش را سرزنش می کردند.

در طبیعت، مرد بنده شهوت خویشتن است و زن در بند محبت مرد. مرد می خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می خواهد دل مرد را تسخیر کند.

«زن و مرد از نظر ترکیب به کلی با هم فرق می کنند، علاوه بر این احساس این دو موجود هیچ وقت مقل هم نخواهند بود و هیچ گاه یک جور در مقابل حوادث و اتفاق ها عمکس العمل نشان نمی دهند.»

خوشبختی از نظر مردها به دست آوردن مقام شخصیتی قابل احترام در اجتماع است ولی برای یک زن خوشبختی یعنی به دست آوردن قلب یک مرد و نگاهداری او برای تمام عمر. یک مرد همیشه می خواهد که زن مورد علاقه اش را به دین و ملیت خو در آورد و برای یک زن همان قدر که تغییر دادن نام خانوادگی بعد از ازدواج آسان است. عوض کردن دین و ملیت به خاطر مردی که دوستش دارد آسان است.»

به راستی زنان با روحیه دیگرخواهی و وفاداری که نسبت به همسر خویش دارند اگر با غیر مسلمان ازدواج کنند بنا به نظر پرفسور ریک به همان مقدار که تغییر نام خانوادگی برای آن ها آسان است دین و ملیت خود را هم تغییر می دهند. ولی مردان بنا بر نظر روان شناسان خواستار این هستند که زن مورد علاقه خود را به دین خویش درآورند و با تاثیری که روی زنان دارند می توانند چنین کاری را انجام دهند و اینگونه به شمار مسلمانان اضافه خواهد شد.

حضرت امیر (ع) در این زمینه سخن زیبایی می فرماید: «زنان، آرمانشان مردان هستند.»

زنان و مردان از نظر نوع استفاده از مکانزیمهای دفاعی متفاوت هستند و از نظر شخصیتی زنان حسودتر و کنجکاوتر از مردان هستند و اعتماد به نفس کمتری دارند. در هر حال نمود عاطفی زنان بیش تر از مردان است. برخی می نویسند:

«نقطه افتراق و تمایز بین زنان و مردان در دوست داشتن، در نمایش محبت و دوستی است.»

البته احساس خشم هم در زنان بیش از مردان است و نمایش آن هم بیشتر است.

  تفاوت در برخورد با تنش ها

یکی از مسایل مهم در رابطه با زندگی فردی و اجتماعی افراد، چگونگی برخورد آن ها هنگام مقابله با سختی ها و تنش هاست. در زندگی با توجه به گستردگی روابط انسانی و تفاوت های فردی ناگزیر شاهد بروز حالتهای غیرطبیعی و تنش زا هستیم که با تنش زدایی افراد اندیشمند و آگاه برطرف می گردد.

تفاوت زن و مرد در مواجهه با این حالات یکی از مباحث جالب روان شناسی و جامعه شناسی است که با در نظر گرفتن این تفاوت ها می توان به حل مشکلات ناشی از آن پرداخت.

روان شناسان می گویند:

«زمانی که مرد تحت فشار و تنش است تعداد مراکز توجه او افزایش می یابد و حتی نسبت به سایرین بی اعتنا می شود. این حالت مردان باعث می شود که ظاهرا آن ها را خودخواه و بی مبالات نشان دهند. اما زنان در مواقع تنش هوشیار می شوند و در مورد آن هایی که دوست دارند هوشیارتر به نظر می رسند. مردی که مشکل شغلی دارد روی کار خود متمرکز می شود گویا خانواده را فراموش می کند اما زن که در محل کارش مضطرب است در این حالت نیازها و خواسته های خانواده اش را بیش تر احساس می کند. شوهر متمرکز می شود در حالی که زن گسترده تر و بازتر به مسایل می نگرد.»

پیش از این در مورد شیوه کار مرد و زن و نگرش آن ها به جهان هستی و مسایل اطراف آن ها سخن گفتیم و دانستیم که مردان بر روی یک موضوع به ویژه اگر مربوط به شغل و امور مردانه باشد متمرکز می شوند ولی زنان هر چیزی را با محیط اطراف آن می سنجند و به تناسب اهمیت بیش تری می دهند. در رابطه با چگونگی برخورد با تنش های موجود در زندگی این ویژگی های مردانه و زنانه حرف اول را می زنند. ما با مشاهده برخوردهای زنان در هر سطح و از هر نژاد که باشند می بینیم که حتی در اوج مشکلات و مصایب و سختی ها هرگز از وظایف تربیتی خویش غافل نمی شوند.

آن ها در هر حالتی رفتار فرزندان را کنترل می کنند و به میهمان های تازه از راه رسیده و دوستان خود توجه دارند. حتی به نظم موجود در مکانی که نشسته اند توجه دارند. اگرچه آواری از مصیبت ها و مشکلات بر سر آن ها فرو ریخته باشد.

هرگز از پذیرایی شرکت کنندگان غافل نمی شوند و از طریق گوناگون و با تذکرهای مگرر به خدمتگزاران در مجلس سعی در حفظ آبروی خویش دارند.

اگرچه زنان بیش از مردان افسرده می شوند ولی این افسردگی سطحی است در حالی که افسردگی مردان عمقی است و سریعتر رو به افسردگی می گذراند.

در هر حال نمایش عاطفه در زن قوی تر است ولی در مرد عمیق تر است از این رو زنان قهرهای طولانی دارند و همه مظاهر عاطفه را از شادی و نفرت و خشم و دوست داشتن و ترس و ... در کوتاهترین مدت بروز می دهند. نیاز حقیقی زن در مواقع سختی ها و تنش هاف محبت و عشق است نه موعظه و امر و نهی. در حالی که مردان در چنین حالات بحرانی نیاز به فرصت برای بررسی و سنجش عمل خویش دارند.

 

نظرات کاربران 0 نظر