تلفن تماس : 82233260

فضای مجازی زندگی ام را تباه کرد


03 اردیبهشت 1398 240 بازدید

 

در دبیرستان مقطع متوسطه اول درس می خواندم، کمبود محبت و بی توجهی والدین و از طرفی کنجکاوی و حس تنهایی سبب شد تا با پسری به نام محمد در فضای مجازی آشنا شوم.

ضعف من کمبود محبت بود این را محمد خوب می دانست، ارتباط ما در فضای مجازی باعث شد تا روز به روز به زندگی بی تفاوت تر شده و با فرار از مدرسه و دوری از منزل، به مدت یک شبانه روز به منزل محمد بروم که ...

سخن مشاور؛

سرگرد "محمد رحیمی دستجردی" روانشناس بالینی-معاونت اجتماعی- قم

تشخیص:

فاطمه سن بلوغ و نوجوانی را طی می کند در این دوران نوجوانان بحران هویت داشته و اینکه چه کسی و چه شخصیتی هستند، افرادی کنجکاو و جستجوگر می شوند و با کوچکترین محبتی از سوی دیگران به آنان وابسته می شوند فکر می کنند او تنها فرد مورد علاقه اش است ، نوجوانان می خواهند اثبات کنند که آن ها هم بزرگ شده اند و از این طریق توجه دیگران را به خود جلب کنند. چنین کسانی ممکن است در کودکی مورد بی توجهی والدین قرار گرفته باشند.

سبب شناسی( بررسی علل و عوامل فردی ، خانوادگی و اجتماعی):

الف)عوامل فردی :

فاطمه دختری گوشه گیر و کم حرف است بیشتر مشکلات خویش را درون خود می ریزد و بازگو نمی کند ارتباط صمیمی با دوستان مدرسه ای خود نداشته است در دوران کودکی مشکل نداشته و دارای خواهر 4 ساله است بوده و پدر او شغل آزاد و مادرش خانه دار است .

فاطمه با دوستان قدیمی خود دوست دارد ارتباط داشته باشد ولی پدرش به او اجازه ارتباط نمی دهد و می گوید آن ها مناسب خانواده ما نیستند پدر فاطمه اجازه نمی دهد که او موبایل داشته باشد پنج شنبه ها دختر دایی او از خانواده طلاق به منزل آن ها آمده و فاطمه از طریق گوشی موبایل او در شبکه اجتماعی با محمد آشنا و مدتی بوده که با او ارتباط داشته است.

وضعیت تحصیلی متوسطی دارد و مربیان مدرسه می گویند او فردی گوشه گیر و ساکت است، فاطمه در سنی قرار دارد که از لحاظ جسمی عاطفی در دوران بلوغ بوده و از ویژگی های این دوره خود محوری و هیجان طلبی است به همین دلیل است که او برای تجربه، هیجان فرار از مدرسه و منزل را تجربه کرده چون اکثر همسالان خود را می دیده که دارای گوشی موبایل هستند و با یکدیگر در ارتباط هستند بنابراین احساس حقارت و خود کم بینی به علت عدم اعتماد خانواده به وی دست داده و باعث تحریم فشار روانی در وی شده است.

برای فرار از این احساس حقارت و این که من هم بزرگ شده ام و می توانم تصمیم بگیرم و برای جلب توجه دیگران فرار می کند.

هر چه والدین بیشتر سخت گیری نمایند فرزندان مجبور می شوند برای جلب توجه رفتارهای افراطی از خود به اجرا بگذارند.

نوجوانان چون سن بلوغ عاطفی را طی می کنند هیچگاه توجه کافی به درک جزئیات موقعیت را ندارند و در نتیجه تمایل دارند با تعمیم عاطفی پاسخ دهند، نوجوانان خواهان خود مختاری هستند و خود را با جامعه بزرگسالان یکسان می پندارند ، فاطمه احساس حقارت و خود کم بینی در جمع همسالان خود داشته است و از این که والدینش به او اعتماد نمی کنند ناراحت بوده و در فضای مدرسه اغلب گوشه گیر بوده است.

ب)عوامل خانوادگی:

1- والدین سخت گیر2- بی اعتمادی والدین به فرزند نوجوان 3- عدم توجه به مسائل بلوغ و نوجوانی 4- عدم آموزش "نه" گفتن از کودکی در خانواده 5- عدم آگاهی از تغییرات فکری و در خود فرو رفتگی فرزند 6- قطع ارتباط نوجوان با دوستان قدیمی و عدم توجه به خواسته های او 7- خانواده ها هرگز نمی توانند فرزندان خود را در محیطی پاستوریزه و بی خطر پرورش دهند آنها هرگز نمی توانند در تمام منازعات با نوجوان خود برنده شوند و او را سر جایش بنشانند.

اگر نوجوان بدون توجه به گفته ها و اقدامات والدین دست به تجارب و امتحاناتی می زنند ، این تجارب می تواند فرار از مدرسه ، معاشرت دوستان ناباب، سیگار کشیدن ، داشتن روابط خام و خطرناک و ترک تحصیل و..... باشد.

ما یک شبه نمی توانیم اعتماد به نفس ، قدرت تصمیم گیری درست و حل مسئله را به فرزندانمان یاد دهیم اگر والدین تنبیه کننده و کنترل کننده و ترسناک نباشند و توشه کافی برای چنین روزی در اختیار نوجوان قرار دهند ندای درونی وی او را حفظ خواهد کرد، همه ما اینطور هستیم زمانی درست می اندیشیم و تصمیم می گیریم که تحت فشار و امر و نهی کسی له نشویم.

ج) عوامل اجتماعی:

1- شبکه های مجازی و دسترسی آسان به اینترنت در جهت ارتباط با دنیای اطراف

2- دوستان و همسالان که آنها هم بلوغ و نوجوانی را می گذرانند

آسیب های رایج بعدی:

به علت فرار از مدرسه و بازگشت به همان مدرسه و برخورد تحقیرآمیز گروه همسالان با وی احتمال افت تحصیلی شدید و اختلالات روانی و افسردگی دروی خواهد شد.

راهکارها و اقدامات:

پیشگیری اولیه

1-دعوت از والدین در جلسات مشاوره در خصوص نحوه برخورد با مسائل بلوغ و نوجوانان

2- نکته مهمی که والدین فاطمه به آن باید توجه کنند قدرت آنها در نفوذ بر تصمیم گیری فرزندشان است نه نفوذ بر کنترل کارهایش.

3- وقتی نوحوانان کاری می کنند که ما نمی پسندیم باید مقررات خانواده را برای او گوشزد کنیم.

4- تاکید براینکه اینگونه رفتارها غیر قابل پذیرش است.

5- اعلام بر اینکه ضوابط و اخلاقیات و ارزش ها در خانوداه همواره پا برجاخواهد ماند.

6- شاید برخی از فرزندان در گفتگو در کلام هنوز بر سر عقاید خود پا بر جا باشد تا به اصطلاح کم نیاورند ولی مطمئن باشید قاطعیت و عدم تایید شما بر آن موثر است.

7- آموزش مهارت فرزند پروری و عدم منازعه با فرزند در به فهم رسانیدن او، اطاله کلام و کشیدن سر حرف فقط یک مطلب را می رساند که کنترل فقط با پدر و مادر است و تمام .

8- هرگاه فرزند رفتار غیر منطقی از خود بروز دارد بهتر لست بیندیشیم چه چیزی می تواند این رفتار را برای ما قابل درک کند، شاید دلایلی برای رفتار وجود داشته است

پيشگيري ثانويه

1-آشنايي با حقوق اجتماعي

2-آشنايي با مراکز حمايتي و طريقه تماس و ارتباط با اين مراکز

3-تقويت اعتماد به نفس و ايجاد بينش نسبت به آسيب ها­ي ناشي از فرار

پيشگيري ثالثيه

1-بازگرداندن فرد به خانواده  

2-عدم برچسب زني و سرزنش فرد

3-عدم برخورد توام با خشونت

 


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

نظرات کاربران 0 نظر